تحلیلی بر فیلم کوتاه Skin

فیلم کوتاه skin روایتی دراماتیک از تفاوت رنگ ها


فیلم کوتاه اسکین ، به کارگردانی گای ناتیو ، برنده بهترین فیلم کوتاه اسکار ۲۰۱۹ بوده و توانسته نظرات مثبت بسیاری را به خود اختصاص دهند.

حال من در این پست قصد دارم در حد فهم و دانش خودم ، این فیلم را مورد تحلیل (و نه نقد ) قرار دهم.

زیرا من در جایگاهی نیستم که آنچنان بخواهم فیلم را مورد قضاوت قرار دهم و صرفا مواردی که از این فیلم کوتاه مشاهده کرده ام را برای شما در این پست ، بیان خواهم کرد.


تصویری از فیلم کوتاه skin

فیلم بر اساس شعار است ، اما شعار نمیدهد!

نکته مهم این فیلم کوتاه که نظر من رو شدیدا به خودش جلب کرده ، این است که روند داستانی فیلم ، شعاری نیست . بله ، داستان آن بر اساس شعار است « برابری نژادی » اما در روند داستان ، سیر شعاری ای دیده نمی‌شود که غالبا آن را با فضای هنری ترکیب می‌کنند تا توجیهی بتراشند برای شعار دادنشان.

بستر فیلم ، رسما بر اساس سیر دراماتیک تعریف می شود .

سکون اولیه ، خانواده خوشحال آمریکایی که پس از یک اتفاق ، وارد یک گره می شوند . داستان به اوج می رسد و نتیجه ای را در طول تقریبا ۲۰ دقیقه ، به ما می‌دهد.

کشته شدن سفید پوست خالکوبی شده به دست پسرش ، رسما به ما می‌فهماند که مهم نیست چه کسی هستی ، مهم این است که سیاه هستی!

بدون شعار ، بدون یک راوی خوش صدا با لحنی آرام و بدون بارش برف رویایی! رئال و درام !

عنصر شعار زندگی و روایت شعار گونه ، موردیست که گریبان گیر اکثر فیلم های کوتاه ایرانی ، مخصوصا آثار فیلمسازان تازه کار ایرانی شده و امروزه ، من خود به شخصه کمتر فیلم کوتاه ایرانی ای را دیدم ، که ساده و راحت ، سخنش را با زبان فیلم بیان کند .

اکثرا دنبال چسباندن منظورشان به صورت بنر ، بالای در خانه هایشان هستند!

همچنین فیلم از نظر زمان بندی و نحوه روایت ، در سطح خوبیست. نه آنقدر طولانی و محو ، که دیگر از ساختار خود خارج شود و نتواند محتوا را به آسانی به ما برساند و نه آنقدر کوتاه ، که روایت ها سریع و غیر قابل ملموس باشند.

تصویری از فیلم کوتاه اسکین

برخلاف فیلم های کوتاه سطح پایین که اغلب دوربین را در جایی ثابت میگذارند ویا سعی دارند آنچنان دوربین را درگیر کار نکنند که مشخصا کار بسیار اشتباهی ست و نوعی جنایت نسبت به متن است ، اما در این فیلم کوتاه ، جایگاه دوربین مشخص است!

تصویر نیز ، زبان دارد
و جایگاه دوربین مشخص است

گای ناتیو به خوبی میدانسته که چه چیزی را میخواهد به تصویر بکشد و چه منظوری دارد . غالبا تمرکز تصاویر بر روی شخصیت های اصلی ، ویا شخصیت های درگیر شده در روند داستانی هستند و سایر افراد ، به صورت محو در اطراف کادر ، نقش خود را ایفا میکنند.


هرچند ، کمی لرزش تصویر بیش از اندازه است و مورد علاقه من ، به شخصه نیست و از حس واقع گرا بودن لرزش ها کمی خارج است ولی کلیت قاب بندی ، توانایی انتقال حس به مخاطب را دارد و خاصیت خود را از دست نداده.

استفاده از رنگ های زرد و تیره در روز ، و فضای تیره غالب بر اتمسفر در شب ، کمک قابل ملاحضه ای به درک هرچه بیشتر شرایط کرده . البته رنگ بندی ها ، خاص و خارق العاده ، و کم نظیری نبودند ، اما به نقطه ضعف فیلم کوتاه نیز تبدیل نشدند.

سطح بازی ، درست به اندازه کلیت فیلم ، قابل قبول است !

یکی دیگر از نکات بشدت قابل توجه در این اثر ، سطح بازی بازیگران آن است.

از جفری (جاناتان توکر) گرفته تا تروی (جکسون رابرت اسکات) داستان ، همگی کار خود را خوب بلد اند . همگی به نوعی کاراکتر خود را شناخته اند و در مسیر تکامل آن ها قدم بر میدارند.

اینکه بازیگر نقش خود را بشناسد و بتواند آن را رشد دهد ، بسیار مهم است . جاناتان توکر توانسته به خوبی ، یک نژاد پرست آمریکایی را نمایان کند . ریتم ها ، لحن ها ، و حرکاتش به اندازه کافی حق مطلب را ادا میکنند.

اما به شخصه اوج بازی جاناتان توکر را در انتهای فیلم کوتاه دیدم ، طوری که با التماس و زجر توام با گریه و خشم ، با پوستی سراسر سیاه به خانه می آید و فقط میگوید : منم!

و همانجا دقیقا با یک لحظه شوکه آور ، کار به پایان میرسد و تروی کودک ، پدر سیاه شده اش را بی آنکه او را بشناسد ، به قتل میرساند!

یک سیلی محکم به صورت مخاطب ، که تا چند دقیقه بعد از پایان فیلم کوتاه نیز او را درگیر خود میکند!

و امان از سکانس تلخ میانی ، جایی که جید (jaydee) در خیابان ، در پیشگاه چشمان خانواده اش ، مورد ضرب و شتم قرار میگیرد .

سکانسی تیره و درگیر کننده که نفس را در سینه حبس میکند!

و اما نگاه های دوخته شده کودکان سیاه و سفید! دو عنصر پاکی !

دو کودک که هیچ یک از شرایط پیش آمده راضی نیستند ، اما مجبورند! مجبورند شاهد باشند و بعد عامل! کسانی که هیچ درکی از شرایط پیش رو ندارند ، فقط مجبورند انجام دهند.

صحبت پایانی

در انتها نظر شخصی من در رابطه با این فیلم کوتاه این است . فیلمی موفق و ارزش مند که با یک سیر دراماتیک ، روایتی شعاری را به گونه ای غیر شعاری به تصویر میکشد.

و به شخصه از تماشای این فیلم کوتاه لذت برده و از نکات ریز و درشت آن ، برای نحوه به تصویر کشیدن کوتاه یک روایت بهره بردم.

پیشنهاد من به علاقه مندان به فیلم سازی که هنوز کار خود را شروع نکرده اند این است ، دیدن این فیلم کوتاه را در برنامه خود قرار دهید .


نظر شما درباره این فیلم کوتاه چیست؟! با ما به اشتراک بگذارید…

قبلی «
بعدی »

علاقه مند به گیم و هنر , هنرجوی هنرستان هنر های زیبا , مدیر و موسس رسانه پارت هنر
  • instagram

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *