گرایش های سینما (اسلپ استیک)

بر اساس کتابی با همین نام از رونالد برگان


«« سینمای صامت »»

اسلپ استیک (Slapstickism) “زیرژانر”

تعقیب گریزهای مضحک و پرحادثه ، زمین خوردن‌ها ،  کیک هایی که به صورت همدیگر پرتاب می‌شوند و صحنه هایی از این دست همگی مربوط به نوعی از کمدی هستند که در اصطلاح به آن اسلپ استیک می گویند .

هرچند امروزه این اصطلاح در معنی وسیع تری استفاده می‌شود و فیلم های کمدی فیزیکی دوران صامت را نیز در بر می‌گیرد. فیلمهای فیلمسازانی چون چارلی چاپلین ، باستر کیتون ، هارولد لوید و هری لنگدون پیچیدگی و عمق و بیشتری به این زیر ژانر دادند.

تصویری از باستر کیتون

عنوان اسلپ استیک برگرفته از نام تکه چوب هایی است که در قصه های سیرت آنها را به هم می زدند تا تماشاگران را به تشویق فرا بخوانند ، اما بعدها به آن نوعی از کمدی تصویری اطلاق شد که برای تاثیرگذاری به صدا متکی نبود. نخستین فیلم اسلپ استیک را برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ ساختند .

در این فیلم که «آبپاشی به باغبان» نام دارد پسرکی بازیگوش پایش را روی شیلنگ آب می گذرد و سپس آن را برمیدارد. با این کار آب به صورت باغبان پاشیده می شود و او را خیس می‌کند.

 بیشتر کمدین های اولیه فرانسوی بودند و در سال ۱۹۰۷ کمپانی پاته ، مجموعه فیلم های کمدی کوتاهی را با شرکت آندره دید اولین کمدین واقعی سینما ساخت.

اما مستعد ترین و تاثیرگذارترین کمدین فرانسه «مکس لیندر» بود کسی که چارلی چاپلین و استاد خود خوانده بود و می‌گفت که همه چیزش را مدیون اوست.

تصویری از مکس لند

در حالی که بسیاری از کمدین ها نقش های شخصیت دیوانه و مسکوک را بازی می کردند ، لیندر نقش شخصیتی شیک پوش و متفکر را ، با موهای صاف و سبیل های آراسته بازی می‌کرد ، که با وجود تمام مصیبت هایی که برای به رخ می‌داد ، کلاه ابریشمی اش را همواره بر سر داشت.

ظهور سینمای کمدی در آمریکا به سال ۱۹۱۲ باز می‌گردد که «مک سنت» شروع به ساخت کمدی های کوتاه برای کمپانی کی استون کرد که در بیشتر آنها پلیس‌های کی استون ایفای نقش می کردند . پلیس های دست و پا چلفتی و پر سر و صدا که یکی از عناصر آشنای سینمای صامت تبدیل شدند.

سنت ، با تسریع سرعت دوربین ، برگرداندن فیلم به عقب و دیگر حقه های سینمایی ، کمدی سریع را پایه گذاری کرد که برای همیشه به نام او ثبت شد .

این فیلم ها به طور معمول با تعقیب و گریز های مهیج و خطرناک به پایان می رسید که بسیاری از صحنه های بد کاری آنها را خود کمدین ها انجام می دادند.

چهار قول سینمای کمدی صامت آمریکا چارلی چاپلین ، کیتون لوید و لنگدون ، همه با فیلم های کوتاه مطرح شدند و سپس در دهه ۱۹۲۰ شروع به ساخت فیلم‌های بلند کردند.

چاپلین ابتدا خود را از بند تکنیک های خام و مکانیکی کمدی‌های سنت رها کرد و سپس پیشینه اجتماعی دقیق و ساختاری منظم تر به فیلم های جاه طلبانه اش افزود . از بهترین نمونه‌های آن می‌توان به روشنایی های شهر ۱۹۳۱ اشاره کرد.

  فیلم های کیتون نمونه عالی ترکیب کمدی بصری و تکنیک های سینمایی بود.شوخی‌ها و شیرین کاری های پرشمار فیلم در بیشتر مواقع بر تدوین زاویه دوربین و بازی با زمان و مکان متکی بود.

لوید نیز نوعی کمدی  معرفی کرد که در آن صحنه هایی را چون آویزان شدن از لبه یک آسمان خراش شاهد بودیم.

هر چند با افزوده شدن صدا به سینما کمدی اسلپ استیک رو به زوال گذاشت اما سنت شوخی های بصری همچنان حفظ شد.در سال ۱۹۶۳ استنلی کریمر با ساخت فیلم سه ساعته عظیمی به نام (دنیای دیوانه دیوانه دیوانه دیوانه) به سینمای اسلپ استیک ادای احترام کرد .

قبلی «
بعدی »

علاقه مند به گیم و هنر , هنرجوی هنرستان هنر های زیبا , مدیر و موسس رسانه پارت هنر
  • instagram

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *