نگاهی بر سینمایی هزارتو

هزارتو ، نام اثری به کارگردانی امیر حسین ترابی ست که از اول آبان بر پرده سینما ها رفته و نظرات متفاوتی درباره این فیلم وجود دارد . در این فیلم بازیگرانی همچون شهاب حسینی ، ساره بیات ، غزاله نظر ، پژمان جمشیدی ، علیرضا ثانی فر و… به ایفای نقش پرداخته اند . با این حال که در شهر من (قم) کمی این فیلم ، دیر تر به نسبت شهر های دیگر ، به نمایش درآمد ، اما زمان انتشار ، من نیز ، همانند دیگر علاقه مندان ، به سینما برای تماشای این فیلم رفتم که در ادامه قصد دارم تا در حد و اندازه خودم ، نکاتی را که هنگام تماشای این فیلم ، به ذهنم رسید را ، در قالب این مقاله ، با شما درمیان بگذارم.


هزارتو ، تا آنجا که میدانم ، اولین فیلم بلند امیر حسین ترابی ست . یک فیلم که حول موضوع اصلی گمشدن یک پسر بچه ، چندین داستان و شرایط مختلف را بیان میکند.

در ابتدای کار باید بگویم ، محتوای اصلی این فیلم ، کلیشه ای و تکراری بود . همچنان سناریو گمشدن یک پسر بچه ، و سردرگمی و ناراحتی های مختلف بر اثر آن ….

یعنی رسما هزارتو ، از نظر داستانی ، غنی و پر کشش نیست! اما به خوبی جای آن را با گره های دراماتیک ، و با پرداختن به کاراکتر های غیر ، و شاید حتی نا مربوط به اصلیت داستان ، پر کرده.

فیلم به مخاطب ، دلیلی جز تعلیق ، برای مشاهده ادامه اثر نمیدهد

غالبا ، فیلم ساز ، دلایل مختلفی را برای تماشای یک اثر به مخاطب میدهد ، از داستان قوی گرفته تا نکات ریز و درشت بصری و چیز هایی از این مورد. اما تنها عنصر نگه دارنده در این فیلم ، تعلیق های ریز و درشت بود.

شاید در جایی حتی ، این تعلیق ها ، غیر واقعی و به گونه ای ، بزرگ‌نمایانه ، تالیف شده بودند.

اصولا در فیلم ، شخصیت پردازی ایی وجود نداشت و رابطه ای میان مخاطب و شخصیت ها ، برقرار نمیشد . با اینحال که ما با شهاب حسینی ، به مرور داستان ، بیشتر در این فیلم آشنا میشویم و از گذشته او با خبر میشویم ، اما این موضوع درمورد دیگر شخصیت ها ، آنچنان صدق نمیکند.

حتی ارتباط مخاطب و شهاب حسینی نیز ، صرفا به وسیله چهره خاص و کاریزماتیک اوست و صرفا با شخص بازیگر ، رابطه عاطفی ای ایجاد میشود.

همچنین ، با وجود شخصیت پردازی ناقص ، همان ها نیز ، کلیشه ای و تا حدودی نیز ، زننده ، به تصویر کشیده شده بودند.

اما من ، به شخصه از پایان بندی این فیلم لذت بردم . واقعا اگر همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشد ، با عصبانیت ، سالن سینما را ترک میکردم ، ولی پایان فیلم ، به من انگیزه بیشتری جهت فکر کردن به این فیلم داد.

هرچند میتوانست (از نظر بصری ، نه داستانی) این پایان بندی جذاب تر باشد.

مثلا اگر شهاب حسینی ، در نزدیکی سوله پسرش ، نا امید ، افتاده بود ، بسیار صحنه زیباتری ، با آن نمای هوایی آخر ، به چشم میخورد. اما در هر حال ، پایان خوبی بود.

بازی های در نیامده ، در فیلم حکم سرطان را داشتند!

اما بد ترین و زننده ترین بخش این فیلم ، بازی های گاها سطحی و در نیامده و دور از انتظار ، از شهاب حسینی و ساره بیات بود.

هنرنمایی ساره بیات را در بیست و یک روز بعد ، و شهاب حسینی را در فروشنده و جدایی نادر از سیمین ، انتظار من را از این دو بازیگر به جایی رساند که پس از تماشای هزارتو ، جا خوردم و مایوس شدم!

واقعا حس ها ، در اکثر جاهای حتی شاید مهم فیلم ، به آن صورت که باید ، در نیامده بود. این مشکل میتواند از کارگردانی کار باشد ، اما چیزی که در من خراب شد ، حس خوب و انتظار بالایم از این دو ستاره بود.

راجع به پژمان جمشیدی و فریبا جدی کار که حرفی برای زدن ندارم . این دو ، بشدت وصله ای ناجور ، در این اثر بودند که عدم حضور آنها ، از حضورشان ، به مراتب بهتر بود.

بازی مسخره و بشدت ضعیف پژمان (که هیچ فرقی در هیچ اثری ندارد) و حس های در نیامده فریبا جدی ، بد ، و بدتر از آن ، مهم ترین نقطه ضعف کار و به عبارت عامیانه رو مخ بودند.

هرچه بیشتر به ذهنم فشار می آورم ، که چیز بیشتری از این فیلم بگویم ، واقعا نمیتوانم.
تنها به عنوان جمع بندی میتوانم بگویم ، که این فیلم ، آنگونه که میبایست باشد نبود و نکات منفی اش تقریبا به نکات مثبتش میچربد.
و در کل فیلمی متوسط روبه پایین بود که نه دیدن آن از نظر من ، نهی میشود و نه به آن صورت ، توصیه میشود.

قبلی «
بعدی »

علاقه مند به گیم و هنر , هنرجوی هنرستان هنر های زیبا , مدیر و موسس رسانه پارت هنر
  • instagram

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *