نگاه رسانه ها بر فیلم جان دار

جان دار ، نام اثر حسین امیری دوماری و ﭘﺪﺭﺍﻡ ﭘﻮﺭﺍﻣﻴﺮی ست که چند مدتیست بر روی پرده اکران قرار دارد. فیلم نامه این اثر را نیز حسین امیری دوماری، ﭘﺪﺭﺍﻡ ﭘﻮﺭﺍﻣﻴﺮی، محمد داوودی نوشته اند . این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر ، نامزد بهترین فیلم در بخش نگاه نو شد.

از بازیگران این فیلم میتوان به فاطمه معتمد آریا ، باران کوثری ، حامد بهداد ، جواد عزتی ، مسعود کرامتی و علی شادمان اشاره کرد.

در این مطلب ، ما قصد داریم تا (با ذکر منابع مطالب) نگاهی مختصر بیندازیم به نقد هایی که از این فیلم در رسانه های معتبر ایرانی منتشر شدند.


ساناز رمضانی (نماوا بلاگ) :

جان دار نماد کامل فیلمی است که فیلم‌نامه پاشنه آشیل آن است. فیلم‌نامه فیلم در پرداخت کاراکترهای خانواده ناتوان است. از سوی دیگر، فیلم‌نامه، پر است از بزنگاه‌های بی‌دلیل و غیر روایی. جلال در ابتدا خودزنی می‌کند تا قتل را به دفاع مشروط تعبیر کند، چند ماه این مسئله را پنهان می‌کند، اما ناگهان وجدانش به صدا درمی‌آید و اعتراف می‌کند.

جلال که کاراکتر اصلی قصه نیست، اما همه روایت پیرامون کنش‌های او و سرنوشتش می‌گذرد، بی‌هویت‌ترین کاراکتر فیلم هم هست. او به‌عنوان فردی که در آستانه اعدام است، زیادی شبیه مجری برنامه‌ای مثل ماه‌عسل رفتار می‌کند و تاروپودی از واقعیت در خود ندارد.

درعین‌حال، فیلم‌نامه جان دار قصه‌ای است که لایه‌های روایی متفاوتی دارد، کاراکترهای گوناگونی به نمایش می‌گذارد که گاه پخته نیستند و در روایت قصه‌ای در مورد قصاص موضوع ناب و سوژه جذابی را ارائه می‌کند اما در بسط قصه و به سرانجام رساندن آن به‌شدت ناتوان است.

پایان پادرهوای «جاندار»، آن‌قدر ناشیانه به خورد فیلم داده‌شده که کلیت اثر را عقیم می‌کند. قصه پیچیده و پر از کنش کاراکترها، ناگهان از دست فیلم‌ساز در می‌رود و ضرباهنگ مناسب، گره‌افکنی به‌جا و بازی خوب بازیگران، به‌ویژه جواد عزتی که هرگاه در نقش‌های غیر کمدی بازی کرده، ثابت نموده بازیگر توانایی است که می‌تواند طیف گسترده‌ای از شخصیت‌ها را نمایش دهد، همه و همه در یک پایان نامناسب و ناقص از دست می‌رود و جان دار تبدیل به عجیب‌ترین و بدترین پایان باز در سینمای این چند سال ایران می‌شود.

پایان بازی که به قصه تحمیل‌شده است، هیچ ارتباطی با فضای پرتردید سینمای مدرن ندارد و بازهم مخاطب را با انتخاب اخلاقی باسمه‌ای در فیلم‌نامه تنها می‌گذارد.

یاسمین خلیلی فر (سلام سینما)

«جاندار» یک حسن بزرگ دارد و آن افتتاحیه خوبش است. فیلمنامه با مراسم عروسی دختر خانواده ی اصلی آغاز می شود و مسئله ای درظاهر کم اهمیت (دیر رسیدن شام) منجر به وقوع فاجعه ای غیرمنتظره و جبران ناپذیر می شود که مسیر فیلم در همان ابتدا تغییر داده و فضای شوخ و شنگ کار را به شدت تراژیک و ملتهب می‌ کند. در‌اقع نقطه ی غافلگیری فیلمنامه در بهترین جای ممکن قرار دارد و فیلمسازان بدون هدر دادن وقت و مقدمه چینی های بی مورد داستان را آغاز می کنند.

 خوشبختانه گره های درام هرگز سست نیستند بلکه فکرشده اند و این گره افکنی های به جا و به اندازه با قوانین ژانری کار نیز همخوان است. همین چینش درست وقایع و رخدادها و ترسیم خلاقانه ی تناقض ها و تقابل ها و البته غافلگیری های متعدد منجر می شوند «جاندار» به رغم شباهت پیرنگش با برخی دیگر از فیلم های جشنواره ی امسال مثلا «یلدا» بتواند بهتر عرض اندام کرده و مخاطب را راضی نگاه دارد.

ضعف بزرگ «جاندار» پایان آن است. گرچه فیلمسازان کوشیده اند تا سرنوشت شخصیت های فیلم را در قالب گفتگوی نهایی مادر (فاطمه معتمداریا) با پسرش تاحدودی مشخص کنند اما نحوه و شکل پایان بندی کار بیش از آن که به پایانی باز شبیه باشد به نوعی رهاشدگی غیرعامدانه می ماند که می توان آن را از ضعف های کار به شمار‌ آورد.

در نهایت «جاندار» را میتوان فیلمی قابل قبول از کارگردانان جوانی دانست که جسورانه به سراغ موضوعی تکراری رفته اند و با پرداخت درست، روایت پردازی متفاوت و میزانسنی شسته و رفته فیلمشان را در سطحی بالاتر از موضوع تکراری اش ساخته اند.

علی منصوری (فیلموویز)

شروع فیلم همانند بسیاری از فیلم های حادثه محور امریکایی با فضای بسیار زیبا و شاد شروع میشود و با یک شوک که کل داستان را تحت الشعاع قرار میدهد، ادامه پیدا میکند.

اما در ادامه، فیلم در نمایش تبعات این ماجرا بسیار خوب جلو میرود و از خرده روایت‌ها و تزریق قطره‌چکانی اطلاعات مفید، بیشترین بهره را میبرد و اتمسفری را ایجاد میکند که مخاطب در آن زیست میکند و کاملا با آن همراه میشود.

اما مهمترین نقطه‌ی قوت فیلم بدون شک بازی‌های بسیار روان و تاثیرگذار و مخصوصا بازی گرفتن کارگردان از بازیگرهاست. درست است که بازی‌های مشابهی را از تعدادی از بازیگران از جمله حامد بهداد، علی شادمان، مسعود کرامتی در آثار قبلیشان دیده بودیم اما همین بازی‌های تکراری در ترکیب موزون بازی‌های این فیلم کاملا جا گرفته و در راستای تکمیل اهداف داستان عمل میکند.

البته در این امر نباید محدودیت‌های کشور و حساسیت‌های موجود در حوزه‌ی مضمون فیلم جان‌دار یعنی قصاص را فراموش کرد. امری که موجب میشود فیلمساز، پایان‌بندی آنچنان بازی برای فیلم خود درنظر بگیرد که به هیچ شکل نمیشود حتی به بستنش، فکر کرد. هر دو احتمال و راه پیش‌روی کارگردان برای تمام کردن فیلم یعنی ۱) سقط جنین توسط اسماء و طلاق از سعید و ازدواج با یاسر (جواد عزتی) و یا ۲) قصاص شدن و مرگ جمال ، بدون شک دچار ممیزی میشد و سرنوشت نامعلوم برای فیلم رقم میزد.

به طور کلی جان‌دار به عنوان فیلمی که قصد به چالش کشیدن مفهوم قصاص در جامعه و بازنده بودن طرفین این ماجرا را دارد، توانسته است به خوبی از پس حرف خود بربیاد و به نوعی قصاص را به عنوان عامل ایجاد تنش و خشونت مطرح کند. فارغ از رد یا اثبات این فرض، این فیلم در انتقال این مفهوم موفق عمل کرده است و به عنوان یک فیلم متوسط، توانسته است گلیم خود را از آب بیرون بکشد.

مائده اکبری (مووی مگ)

با اینکه سوژه اصلی فیلمنامه حول محور قتل و قصاص است اما موضوعات دیگری وارد فیلم می‌شوند که نه تنها مانع گسترش داستان هستند، بلکه خود روایت‌هایی جدیدند که قصه قبلی را به حال خود گذاشته و خود نیز به پرداخت درست و پختگی لازم نمی‌رسند و تماشاگر را در وضعیتی پیچیده قرار می‌دهند.

سردرگمی فیلمنامه «جان‌دار » سبب شده که داستان خسته‌کننده و کِشدار به نظر برسد. وقوع برخی اتفاقات و تحول ناگهان شخصیت‌ها فیلم را فاقد منطق روایی نشان می‌دهد.

اما اصلی‌ترین مشکل «جان‌دار»، همان‌گونه که اشاره شد، فیلمنامه اثر است چنان که نتوانسته یک قصه واحد را از ابتدا شروع و آن را بسط دهد. این ایراد را در بسیاری از آثار سینمای ایران می‌توان یافت: داستان‌های فرعی که صرفاً با شلوغ کردن هرچه بیشتر داستان سعی در ایجاد تنش دارند، تنشی که منطقی برای آن خلق نمی‌شود و به همین دلیل فاقد ارزش محسوب می‌شوند
از هم گسیختگی در فیلمنامه به بازی‌های فیلم نیز آسیب رسانده است. فاطمه معتمد آریا که از بازیگران خوب سینمای ایران محسوب می‌شود، در «‌جان‌دار» بازی قابل‌قبولی از خود ارائه نداده است. حامد بهداد و باران کوثری هم نتوانستند درخششی در فیلم داشته باشند. تنها جواد عزتی است که تا حدودی توانسته در این فیلم گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

«جان‌دار» وضعیتی مشابه فیلم‌های اجتماعی چند سال اخیر سینمای ایران دارد: همگی آن‌ها به فراموشی سپرده شده‌اند! پس از «جدایی نادر از سیمین» سینمای ایران نتوانسته درام تاثیرگذاری خلق کند و تقریبا همگی آنها به دلیل شباهت به یکدیگر، پس از مدتی از یادها رفته‌اند. «جان‌دار» هم با تنش‌های بی‌پایان و منطق‌های حداقلی‌اش در کنار همان فیلم‌ها قرار خواهد گرفت و خیلی زود از خاطرها خواهد رفت.

جمع بندی نقد ها

همانطور که مطالعه کردید ، نقطه اشتراک تمامی این نقد ها شروع خوب ، سیر داستانی متوسط و پایان بندی بد این فیلم بود که احتمالا پایان بندی آن ، به نوعی تحمیلی بر داستان تلقی میشد با توجه به ممیزی های فعلی.


از شما سپاس گذاریم که تا پایان این مطلب همراه ما بودید ، اگر این فیلم را مشاهده کردید ، خوشحال میشویم تا نظرتان را با ما در اشتراک بگذارید.

قبلی «
بعدی »

علاقه مند به گیم و هنر , هنرجوی هنرستان هنر های زیبا , مدیر و موسس رسانه پارت هنر
  • instagram

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *